جنگ تحمیلی و هدیه های پایان ناپذیرش
![]()
جنگ هشت ساله ایران و عراق بیش از هر نقطه دیگر از کشور، به صورت مستقیم تأثیر خود را بر ساختار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی استانهای مرزی همجوار با کشور عراق گذاشت. استانهای ایلام ،کرمانشاه، کردستان ، آذربایجان غربی و خوزستان بیشترین تأثیرها و آسیبها را متحمل شدند.
جنگ به صورت مستقیم زندگی شهروندان مناطق غربی کشور را تحتتأثیر قرار داد. بخشهایی از استانهای ایلام و کرمانشاه در همان اوایل جنگ اشغال شد. شهرستانهای قصرشیرین، مهران، دهلران و سرپلذهاب از جمله شهرهایی هستند که به علت اشغال دشمن صدمات شدیدی دیدند. هزاران شهروند این مناطق آواره شدند و سالهای زندگی را در اردوگاه و یا در شهرهای اطراف با سختی و مشقت تجربه کردند. سایر شهرها نیز به علت آتش توپخانه و یا خمپارههای دشمن و یا بمباران هوایی و موشکپرانی نیروهای عراقی به سرعت از جمعیت خالی شدند و امواج وسیع آوارگان از این شهرها عازم دیگر نقاط کشور شدند. متأسفانه تاکنون آمار موثق و دقیقی از میزان آوارگان جنگ هشت ساله منتشر نشده است. برخی از مناطق این استانهای چهارگانه از نظر مظالم صورت گرفته توسط نیروهای عراقی تجارب منحصر به فرد و پردردی را پشت سر گذاشتند. نخستین نقطه جغرافیایی ایران که قربانی سلاحهای شیمیایی عراق شد منطقهای بین هلاله و نیخزر در ۵۰ کیلومتری غرب ایلام بود. بمباران شیمیایی ۷ تیر ۱۳۶۶ شهر سردشت با هزاران قربانی اعم از کشته یا زخمی، بمباران شیمیایی مناطق روستایی مریوان، بانه و زرده ریجاب کرمانشاه از دیگر نمونههای این جنایات علیه بشریت بودهاند که ایران معاصر و بخصوص چهار استان کردنشین آن تجربه کردهاند. افزون بر این، این مناطق یعنی استانهای چهارگانه به دلیل جنگ و درگیریهای خونین نظامی و ناامنی حاصل از آن، سهم کمتری از درآمدهای کشور را برای عمران و توسعه جذب کردند.
بخش زرین آباد نیز که در این کشاکش جنگ تحمیلی دچار حوادث و مشکلات عدیده ای شد و بعلت مقاومت رزمندگان و مردم نستوه این دیار و با توجه به کوهستانی بودن منطقه ،دشمن نتوانست به شهر پهله دسترسی پیدا کند و حملات در این منطقه بصورت هوایی صورت میگرفت.
این منطقه تبدیل به اردوگاهی برای مردم جنگ زده و مکانی برای مداوای رزمندگان جنگی شده بود.
پس از گذشت سالها ، حتی برای شناسایی این واقعیت چه گامهایی برای التیام زخمهاییکه بر مناطق استانهای غرب و این مناطق وارد شد، برداشته شده است؟ به حال خود رهاکردن ضایعاتی از این دست، به صورت نوعی خوشخیالی بر این فرض که گذشتهها گذشته، جز دعوتِ به مشکلات بیشتر در مراحل بعد هیچ نتیجهای نداشته و ندارد. در درجه اول این ضایعات و تلفات را باید مورد شناسایی قرار داد، به بحث گذاشت و آنگاه این پرسش را طرح کرد که آیا برای التیام این زخمها و جراحتها تدبیرهای لازم اندیشیده شد؟ آیا برای تعمیق همبستگی اجتماعی، شتابگرفتن روند توسعه اقتصادی و اجتماعی و افزایش مشارکت سیاسی مردم این مناطق، برنامهای جامع و آیندهنگر تدوین شد؟ آیا استفاده از ظرفیتهای توسعهای متنوع این مناطق به صورت کارشناسانه در دستور کار برنامهریزان و مجریان کشور قرار گرفت؟ آیا تقویت استفاده از نخبگان این مناطق برای پیشبرد اهداف توسعهای منطقه و کشور در اولویت قرار داشت؟ آیا جایگاه استانی با بیشترین مرز کشور با عراق و ۸ سال مقاومت ،شایسته است که بالاترین نرخ بیکاری کشور را داشته باشد؟ سال ها از جنگ گذشته ولی استان ایلام و مناطقی چون زرین آباد در مشکلاتی چون بیکاری و عدم امکانات دست و پنجه نرم میکنند.
بیگمان برای رسیدن به وضع مطلوب در اینباره و التیام و درمان زخمهای کاری و عمیقی که بر پیکر این مناطق وارد شد، تلاشی ملی و ارادهای جدی و برنامهای کارشناسانه و پیچیده لازم است؛ امری که نهتنها به صورت شایسته تاکنون در دستور کار نهادهای ذیربط دولتی و سازمانهای مردمنهاد و فعالان سیاسی قرار نداشته است، بلکه در سالهای اخیر برای آنها، موانع متعددی خلق شده و روند مشارکت سیاسی مردم این مناطق را همچون دیگر مناطق کشور با موانع جدی روبهرو ساخته است.
گفتنی ها گفته شد ،امیدواریم که برای یکبار هم شده سیاست کشور رو به مناطق ما لبخند بزند و شرایط بهبود پیدا بکند. سپاس
mahmood.rezayati@yahoo.com